ابن الصوفي النسابة
98
المجدي في أنساب الطالبيين
اصرار مىورزيد . وجناب عيسى بن زيد جز اندوه خوردن ودندان بر جگر گذاشتن راهى نداشت ، تا به آنجا كه كار بجان وكارد باستخوان آن بزرگوار رسيد ، وشكايت بدرگاه بارى تعالى برد ، وكفايت مهمّ خود را از كافي المهمّات طلبيد ، وبناگاه آن دخترك معصوم وفات يافت وبأجداد طاهرين خود پيوست . سألها پس از اين واقعه جناب عيسى بن زيد به برادر زادهء خود يحيى بن الحسين بن زيد رضى اللّه عنه درددل كرد ومويهكنان فرمود كه در دنيا دلم بر هيچ چيز آنچنان كه بر اين مصيبت كه دختركى مرد وندانست كه چه نسبتي با رسول خداى دارد ، نسوخت ( مقاتل الطالبيّين ص 410 ) . اين تضيقات روز افزون وسختگيرىهاى از اندازه بيرون عبّاسيان بر علويان آثار فراوانى در جامعهء اسلامى ، ودر كلّيهء زمينههاى آن أعم از سياسي وفرهنگى بجاى مىگذاشت . از يك طرف بسيارى از سادات عظام وذرارى أمير المؤمنين عليه السّلام را مجبور مىساخت كه از وطن اصلى ومستقر أجدادي خود كه حجاز ، وجزيرة العرب عامّة باشد بديگر سرزمينها كه دورتر از مركز حكم وسلطنت عبّاسى باشد كوچ كنند ؛ زيرا در سند وهند وشمال افريقا وجبال ديلم وما وراء النهر وديگر بلاد اسلامى اينان في الجملة وتا حدّى از مزاحمت ومراقبت مستمر حكومت بر خود ، خلاصي مىيافتند ، وبه علاوة بعلّت انتساب به پيغمبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله مسلمانان پاك نهاد بديده تكريم واحترام بآنها مىگريستند ، ومقدمشان را گرامى مىداشتند ، ورواق منظر چشم خود را آشيانهء اين سادات عظام مى ساختند . آنچه را كه دعبل رحمة اللّه عليه مىگويد :